العلامة المجلسي
1352
حياة القلوب ( فارسي )
فرمود : چون اشج بن اشجان پادشاه شد وأو را كنيس مىگفتند دويست وشصت وشش سال پادشاهى كرد ، ودر سال پنجاه ويكم سلطنت أو حضرت عيسى عليه السّلام متولد شد ، وچون عيسى عليه السّلام به آسمان رفت شمعون بن حمون صفا عليه السّلام را خليفهء خود گردانيد ، وچون شمعون به رحمت ايزدى واصل شد حضرت يحيى بن زكريا عليه السّلام به پيغمبرى مبعوث شد ودر آن وقت اردشير پسر اشكان پادشاه شد وچهارده سال وده ماه سلطنت كرد ، در سال هشتم سلطنت أو يهودان حضرت يحيى عليه السّلام را شهيد كردند پس يحيى فرزند شمعون را وصىّ خود گردانيد ، وبعد از اردشير شاپور پسرش پادشاه شد وسى سال سلطنت كرد تا خدا أو را كشت ، وعلم ونور وتفضيل حكمت واحكام خدا در آن زمان در فرزندان يعقوب پسر شمعون بود وحواريان أصحاب عيسى عليه السّلام با ايشان مىبودند . در اين وقت بخت نصر پادشاه شد ومدت سلطنت أو صد وهشتاد وهفت سال شد وهفتاد هزار كس را بر خون يحيى عليه السّلام كشت وبيت المقدس را خراب كرد ، يهود در شهرها پراكنده شدند ، چون چهل وهفت سال از سلطنت أو گذشت عزير را خدا به پيغمبرى فرستاد بر أهل آن شهرها كه از ترس مرگ گريخته بودند وعزير را با آنها ميراند وبعد از صد سال همه را زنده كرد وايشان صد هزار كس بودند وباز همه به دست بخت نصر كشته شدند ، پس بعد از بخت نصر مهرويه پسر أو پادشاه شد وشانزده سال وبيست وشش روز سلطنت كرد ودانيال عليه السّلام را گرفت ودر چاه كرد ونقبها براي أصحاب أو كند وآتش در آن نقبها افروخت وايشان را در آتش افكند وايشانند أصحاب أخدود كه خدا در قرآن فرموده است ، پس چون حق تعالى خواست دانيال عليه السّلام را قبض روح نمايد امر فرمود أو را كه نور وحكمت خدا را به پسرش « مكيخا » پسر خود بسپارد وأو را خليفهء خود گرداند ، پس در آن وقت هرمز پادشاه شد وسى وسه سال وسه ماه وچهار روز سلطنت كرد ، وبعد از أو بهرام بيست وشش سال پادشاهى كرد ، ودر اين مدت حافظ دين وشريعت خدا مكيخا پسر دانيال عليه السّلام بود وأصحاب أو از مؤمنان وشيعيان وتصديق كنندگان بودند امّا نمىتوانستند ايمان خود را ظاهر نمايند در آن زمان وقادر نبودند كه سخن حقّى را علانيه بگويند .